مثلا بارون بزنه تو کوچه... صدای شر شرش بپیچه تو گوشِت... لای پنجره رو باز کنی و خنکای هوا بره تو جونت... دستتو بالا بگیری و دونه دونه بارونو حس کنی... و دلت... و دلت یک آن پر بکشه تو هوای دو نفره ای که دستای گرمشو تو دستات داشتی... سه نفس عمیق بکشی و زل بزنی به رد پاهایی که حالا با آب بارون پر شدن...
بزن مربوط به باران حرف ...
برچسب:
نویسنده: رها سامانی
تاريخ: سه
شنبه
29 آبان
1397 ساعت: 20:08