باید بگویم به این مخترعین محترم ... یک اتاق نامرئی بسازند ... یک پوششی فاقد زمان و مکان ... جایی باشد به مانند خلاء ... گاهی که دل آدمی هوس ترکیدن دارد ... با خیال آسوده ... غایب از نظرها و بصرها ... بنشیند و زاز زار گریه کند ... ببارد و ببارد و سیل بسازد ... بلکه سنگواره های غم از دل بساید و ببرد ... آری سیلابی از اشک راه بیفتد و دل سوخته را مرهمی باشد ... همه انگار کنند که هستی ... حال این که تو در خلوت خودی ... آری نامش را می گذارم
خلوتکده ...
برچسب: خلوتکده دل,خلوتکده من,خلوتکده تنهایی,خلوتکده عشق,خلوتکده پر ازدحام,خلوتکده پریناز,خلوتکده فکر و دل,خلوتکده شعر,خلوتکده ستایش بانو,خلوتکده چت,
نویسنده: رها سامانی
تاريخ: جمعه
26 شهريور
1395 ساعت: 11:47