و من ...
-
تاریخ: 1401/7/6 ساعت: 17:14
و باد آمد. و رنج را با خود برد. هوای تازه در مشامم پیچید. و عشق در جانم روان شد. دوباره زندگی... و من... و عمقی بی انتها... مرضیه نوری
مغزت گناه داره...
-
تاریخ: 1401/7/6 ساعت: 17:14
از حجم فکر کردنت کم کنتاثیرش رو توی حال خوبت ببین!فکر کردن ذاتا خوبه، خیلی خوبه!اما...کیفیتش و کمیتش خیلی مهمه!یعنی نگاه کن ببین غالب فکرهات مثبته یا منفی؟چند ساعت میشینی به چیزهای تکراری، تکراری فکر میکنی؟(نشخوار ذهنی)الحق و الانصاف پاشو یه دستمال بردار همون لحظه الکی هم شده برو سراغ آینه و یخچال و...
قدر خودتو بدون...
-
تاریخ: 1401/7/6 ساعت: 17:14
اگه از یه غریبه که چشم دیدنت رو نداره انتظار محبت داری سخت در اشتباهی!پس بدون...اگه دستت رو تا آرنج عسل کنی بذاری تو دهانش باز هم دستت رو گاز میگیره!یاد بگیر...به آدمها اندازهی مرام و فهم و درکشون محبت کنی!اونها قدر نمیدونن!آدمی که قدرنشناسه، قدر نشناسه!تماممم...Adblock test (Why?)
لطفا...
-
تاریخ: 1401/2/28 ساعت: 14:42
همیشه مقصر دونستن راحتهدنبال مقصر گشتن راحتهاگه تونستی به جای مقصر، مسئول رو پیدا کنی هنر کردینگو تقصیر ، بگو مسئولیتنگو چرا این کارو کردیبگو الان چی کار میشه کردسرکوب نکنهل بده حرکت بده راه بنداز...Adblock test (Why?)
خویش...
-
تاریخ: 1400/11/25 ساعت: 11:45
" هوالحی "استقامت رودخانه دلصخره ای را می شکافدنه به سبب قدرتش بلکهبه دلیل پایداریش ...استعداد ما انتخاب ماستوانتخاب ما استعداد ماستانتهای رفتن همیشه رسیدن نیست اما برای رسیدن باید رفتAdblock test (Why?)
ای ذهن...
-
تاریخ: 1400/11/25 ساعت: 11:45
" هوالحی "استقامت رودخانه دلصخره ای را می شکافدنه به سبب قدرتش بلکهبه دلیل پایداریش ...استعداد ما انتخاب ماستوانتخاب ما استعداد ماستانتهای رفتن همیشه رسیدن نیست اما برای رسیدن باید رفتAdblock test (Why?)
دمت گرررم...
-
تاریخ: 1400/11/25 ساعت: 11:45
دستت رو بذار روی زانوهای خودتیاعلی بگوبلند شوبلند و شو شروع کن به قدم برداشتنشروع کن به فعالیت کردنشروع کن به ...یه روز میرسه که به خودت بگی، دمت گرررم!!!Adblock test (Why?)
پاشو...
-
تاریخ: 1399/10/20 ساعت: 20:37
اگه فکر میکنی خیلی برای دیگران مهمی، بدون سخت در اشتباهی! نگاهی به خودت بنداز. دیگران چهقدر برای تو مهم هستن؟ فکر میکنم حالا متوجه منظورم شدی! پاشو برو دنبال زندگیت، به امید هیچکس نمون... پاشو ب
پیدرپی...
-
تاریخ: 1399/10/20 ساعت: 20:37
و تو پیدرپی در رنج و آزمونی.رنج از خطایی که کردهای،یا رنجی که از بابت آزمونت به تو رسیده.تو پیدرپی در حال سنجشی. محک بزن خودت را،و آنگاه خواهی فهمید که در عین دانایی، نادانی!و در عین آگاهی، ناآگا
مرام!...
-
تاریخ: 1399/8/23 ساعت: 14:36
آدمها را میتوان به اندازهی مرام شان شناخت.یکی مدام در پی منفعت خویش است و یکی بیتوجه به منفعت خود به دیگران سود میرساند!شما کدامیک را دوست دارید؟کدامشان در دل شما مینشینند؟آدمهای حساب و کتابی ح
پرسه...
-
تاریخ: 1399/8/23 ساعت: 14:36
گاهی میان خیالهایت پرسه بزن... میان همهی دلتنگیها...من کنارت میمانم!متوجهام نیستی ولی دستت را میگیرم تا گم نشوی!من رهایت نمیکنم!من رویت غیرت دارم...Let's block ads! (Why?)
چه میکنی...
-
تاریخ: 1399/8/23 ساعت: 14:36
تا حالا شده حس خوبی به خودت نداشته باشی، چون احساس میکنی دیگه اونی نیستی که بودی؟یه زمان خیلی به خودت تکیه میکردی، خیلی رو خودت حساب باز میکردی، خیلی فکر میکردی کارت درسته و ردیفی و با حواس ج
خدایا...
-
تاریخ: 1399/2/4 ساعت: 6:56
خدایا امتحان سخت ازمون نگیر.خدایا من از امتحان سختی که نتونم از پسش بربیام میترسم.من میترسم خدا...میترسم... اما همهی امیدم تویی که هوامو داری...خدایا هوای همهمونو داشته باش...خدایا کمکمون کن .....
سانسور...
-
تاریخ: 1399/2/4 ساعت: 6:56
سانسور کردن یعنی چی؟یعنی من چیزی رو مینویسم و پاکش میکنم.چرا؟چون یادم میاد نکنه کسی مطلب منو بخونه و فکرایی کنه که من دوست ندارم!یا نکنه منو بشناسه و صداش درنیاد، منم ندونم که اون داره مطالب منو می
خدایا آرومم کن...
-
تاریخ: 1398/12/22 ساعت: 18:20
حالم بده، از سیاهیِ قلب آدمها...حالم بده، از زوال عقلها...حال کودک گمشدهای رو دارم که دست مادرش رو رها کرده و قلبش از وحشت کم مونده بایسته... دور و برش رو نگاه میکنه واسه پیدا کردن مادرش، ولی غریب
خراب کردی...
-
تاریخ: 1398/9/15 ساعت: 0:34
حدسش را زده بودم، شک به دلم افتاده بود اما راستش را بخواهید باورش برایم سخت بود. خودم را متقاعد کرده بودم که این احساس اشتباه است. ممکن نیست آدمی که می شناسم بدخواه من باشد، ولی بود!شاید به کار بردن ک
بی راهی!...
-
تاریخ: 1398/9/2 ساعت: 19:16
سرد... ساکت... اما پر تلاطم...وقتی تبعیض رو لمس می کنم، دست و دلم سرد میشه. یخ می زنم، بی حس میشم. میرم تو غار چه کنم هام...حرفها و رفتارایی که دیدم تو مغزم رژه میرن. میرم سراغ فایلهای قدیمی تر... کنا
بهترین ها هنوز تو راهن!...
-
تاریخ: 1398/9/2 ساعت: 19:16
کمال گرایی...بالاخره دل به دریا زدم و شروع کردم به نوشتن رمان جدیدم. البته هنوز به دریا نرسیدم فعلا در مسیر دریا هستم... چون عمومی نکردم و با کسی به اشتراک نگذاشتم. فعلا دارم می نویسم تا خودم رو راضی
تو می تونی!...
-
تاریخ: 1398/9/2 ساعت: 19:16
آدمیزاد همیشه دنبال اینه که اختیار کارای خودشو داشته باشه! حتی اگه شخصیت یک داستان باشه!عجیب نیست واقعا؟!اینکه آدمی که نمونه ی واقعی نداره و فقط تو تخیل نویسنده ست هم دنبال استقلال باشه!یعنی بگه حرف حرف خودمه، حالا هی نویسنده باید باهاش کلنجار بره تا بالاخره بشه اونی که باید! خدایا عاشقتم... شکرت......
فقط او...
-
تاریخ: 1398/9/2 ساعت: 19:16
قبول کن که هیچکس نمی تونه اندازه ی خودت بهت کمک کنه. یاد بگیر از هیچکس توقع کمک نداشته باشی. تلاش بکن، راه های مختلف رو امتحان بکن، کمک بخواه، اما هیچوقت هیچوقت هیچوقت عزت نفست رو فدای درخواست کمک نکن